بدون عنوان
سلام نفسم امروز با بابایی رفته بودی بیرون و وقتی اومدی ازت پرسیدم : سبحان جون با بابایی کجا رفتی ؟ گفتی : بان و بابایی گفت منظورش بانکه . قربون حرف زدنت بره مامانی جوجوی کوچولوی من تازگیا همه حرفای ما رو تکرار میکنی اما به شیوه خودت ، حرفای جدیدی که یاد گرفتی : عصا شیس ( شکست ) پاک ( پارک ) بو ( بوس ) نیس ( نیست )  ...
نویسنده :
مامان سمیرا
19:04






